تبلیغات
فنجون کره ای - روح زدگان - قسمت 3
فنجون کره ای
چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: نویسنده : maha mahta mary
تا این جای داستان چه طور بود؟

شاید از کار سخت اونم توی شهر غریب ترس داشتن

بیگ بنگ big bang


و حتی ...
شاید دلشون برای عشقشون تنگ می شد

(راوی: هیورییییییی وای داد بی داد دیگه کی ببرتش لب چشمه؟!!!)

بیگ بنگ big bang

ولی به هم قول دادن تا کنار هم بمونن و از هیچ چیزی هم نترسن
اولین چیزی که تو شهر باید بهش رسیدگی می کردن محل زندگیشون بود
برای همین گشتن و از شانس فوق العاده خفنشون یه خونه بزرگ ولی قدیمی پیدا کردن

(راوی: تلویزیونش قدیمیه آخه! حالا چه جوری پلی استیشن بازی کنیم؟)

بیگ بنگ big bang

خونه با این که خیلی بزرگ بود ولی با قیمت خیلی خوبی بهشون پیشنهاد شد
اون قدر ارزون که ... یه کم جای شک داشت
ولی پسرای ما زیاد با این چیزا آشنا نبودن و قیمت رو گذاشتن به حساب قدیمی بودن خونه


بیگ بنگ big bang

کم کم همگی دست به کار شدن تا خونه رو مرتب و تمیز کنن و اگه تعمیری لازم داره انجام بدن
(راوی: بله گویا ده سونگ پنجره رو اومده وا کنه زده کلا با قابش در آوره! تاپ هم نمی دونه از کجا شروع کنه)

بیگ بنگ big bang

البته اون ها حسابی ذوق زده بودن و گویا متوجه نبودن چه قدر همه چیز عجیبه
(راوی: جو نده بابا. همه چی آرومه خیلی هم خوبه ته یانگ هم تو حسه. نرو تو حسش. حالا دقیقا داره چی کار می کنه؟!!!)

بیگ بنگ big bang

تاپ هم که در و دیوارا رو رنگ کرده بود داشت استراحت می کرد
(راوی: این بیشتر خودش رو رنگ کرده تا در و دیوار)

بیگ بنگ big bang

سونگری هم داشت وسایل برقی خونه رو چک می کرد
(راوی : همون فسیلی که جای تلویزیون دیدید)

بیگ بنگ big bang

کار ها دیگه تقریبا تموم شده بود
(راوی: کو؟)

بیگ بنگ big bang

(راوی: داشت با گوشی بازی می کرد؟)

بیگ بنگ big bang

بعد از کلی کار دیگه وقتش رسیده بود که یه استراحتی بکنن
سونگری هم تلویزیون رو راه انداخته بود پس می تونستن بشینن و تلویزیون تماشا کنن

(راوی: بزن شبکه نمایش فیلم داره)

بیگ بنگ big bang

(راوی: عه اینا زدن KBS)

بیگ بنگ big bang


ادامه ...




نوع مطلب : Big Bang، yg family، گیف استوری، 
برچسب ها : بیگ بنگ، BIG BANG، سونگری، جی دراگون، تاپ، ته یانگ، ده سونگ،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 24 شهریور 1394 06:20 ب.ظ
تا اینجاش که محشر بود
مثل همیشه این Daesung دل رحم ترین داستانه فداش شم من!!!

فقط یه سوال:
این عکسایی که الان نشون دادی...برای چه برنامه ای هستن...تا حالا فقط عکساشو دیده بودم...به نظر برنامه ی باحالی هستش!!!
maha mahta maryدو تا اولی برای رانینگ منه
بقیه برای تبلیغه
جمعه 30 مرداد 1394 03:21 ب.ظ
داستان داره جنایی میشه
جملات راوی هم در حلق کلی خندیدم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


سلام من مریم به همراه مهتا و مها نویسنده های این وب هستیم
همین طور که میبینید بیشتر مطالبمون گیف استوری از kpopهستش
و از اونجایی که این نت ایران همیشه خسته است امیدوارم صبر داشته باشید تا بتونید این گیف های زیبا رو ببینید
در ضمن اگر دوست دارید از آیدل مورد علاقتون گیف استوری بنویسیم
در نظرات به ما اطلاع بدید
با نظرهای خوشملتون مارو دلگرم کنید

مدیر وبلاگ : maha mahta mary
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :