تبلیغات
فنجون کره ای - روح زدگان - قسمت 1
فنجون کره ای
چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: نویسنده : maha mahta mary
گیف استوری بیگ بنگ به مناسبت سالگرد تشکیل گروه
هدیه ای به VIP
های عزیز ایرانی


یکی بود یکی نبود
توی یه روستا به اسم بیگ بنگ دو یه خونواده بزرگ و خیلی پر جمعیت زندگی می کردن. اصولا تموم خونواده ها توی اون روستا خیلی پر جمعیت بودن
(راوی: اینم از علت نامگذاری روستا)

بیگ بنگ big bang

مردم بیگ بنگ دو خیلی فقیر بودن با این که زیاد کار می کردن.
اون ها برای تامین غذاشون از همه امکانات جزیره استفاده می کردن.
(راوی: مثلا همین ده سونگ رفته برگ بیاره ...)

بیگ بنگ big bang

اون ها از صبح که بیدار می شدن مشغول کار بودن تا بتونن یه وعده غذا برای خونوادشون فراهم کنن
(راوی: آچیم پوتو پم کاجی)

بیگ بنگ big bang

ده سونگ یکی از پسرهای زحمت کش این خونواده بودو هر روز به محض بیدار شدن می رفت و از باغچه کوچیک خونشون یه کم سبزیجات می چید تا باهاش صبحونه خونوادش رو درست کنه.

بیگ بنگ big bang

این جوری خونوادش می تونستن یه کم بیشتر استراحت کنن
(راوی: مصیب نامه دوسونگه عررر چه بچه فداکاریه این پسر)

بیگ بنگ big bang

ده سونگ همین قدر که می تونست لبخند خونوادش رو بعد از خوردن صبحونه ببینه براش کافی بود
(راوی: کلا بچه قانعیه. در تمام مراحل زندگیش)

بیگ بنگ big bang

بعد از صبحونه ده سونگ راهی مزرعه می شد تا کارهاش رو انجام بده
(راوی: کلا پسر سخت کوشیه)

بیگ بنگ big bang

البته یه کوچولو هم بازیگوش بود و سر و گوشش می جنبید
(راوی: 0ـ0)

هیوری دختری بود که تو روستای اون ها زندگی می کرد و نزدیک ظهر ناهار پدر و برادراش رو میاورد مزرعه
ده سونگ هم بعضی وقت ها با اون می رفت سر چشمه
(راوی: بس که قلبش مهربونه. دختره رو می رسونده لب چشمه که تو راه کسی بهش گیر نده خوب!!!)
البته فقط و فقط به جهت ماهیگیری!!!
(راوی: حالا ماهی گرفته بودن یا وزغ؟ الان مثلا دارم ذهن همه رو از نکته اصلی منحرف می کنم. سریع ذهنتون منحرف شه زوووود)


بیگ بنگ big bang

البته اون هیوری چند تا برادر گردن کلفت داشت که تا می فهمیدن ده سونگ باز با هیوری رفته لب چشمه از خجالتش در میومدن
(راوی: کشتی بچه زحمت کش مردم رو... ولش کن)

بیگ بنگ big bang

هر بار هم ده سونگ مهربون قصه ما مجبور می شد به شیوه مرسوم روستاشون به پای پدر هیوری بیفته بابت کار نکرده ازش عذر خواهی کنه
(راوی: بله اینم از پشتک باری جلوی پدر دختره)

بیگ بنگ big bang

البته بماند که هیوری بازم برای کمک گرفتن می رفت سراغ ده سونگ و پسر مظلوم و چش و دل پاک ما هم نههههه نمی گفت
(راوی: درخواست کمک هیوری از ده سونگ به شیوه برره ای)


بیگ بنگ big bang

تنها مشکل ده سونگ برادرای هیوری نبود
اون هر بار بعد از دیدن هیوری دیر می رسید سر رمین و برادراش حسابی ناراحت می شدن


بیگ بنگ big bang

چون فکر می کردن پسری مظلوم ما فقط دنبال بازیگوشیه


ادامه ...




نوع مطلب : Big Bang، yg family، گیف استوری، 
برچسب ها : بیگ بنگ، جی دراگون، سونگری، ته یانگ، ده سونگ، تاپ، big bang،
لینک های مرتبط :

شنبه 31 مرداد 1394 03:55 ب.ظ
fadash shaaaaaaaaaaaaaaaaaaam
جمعه 30 مرداد 1394 03:14 ب.ظ
این فرشته تو همه ی داستان ها مظلومه من فدااااااش
...............
چ حرصی میخورده جی دی تو رانینگ من
maha mahta maryاره عزیزم،کوچیک و بزرگ بهش زور میگن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


سلام من مریم به همراه مهتا و مها نویسنده های این وب هستیم
همین طور که میبینید بیشتر مطالبمون گیف استوری از kpopهستش
و از اونجایی که این نت ایران همیشه خسته است امیدوارم صبر داشته باشید تا بتونید این گیف های زیبا رو ببینید
در ضمن اگر دوست دارید از آیدل مورد علاقتون گیف استوری بنویسیم
در نظرات به ما اطلاع بدید
با نظرهای خوشملتون مارو دلگرم کنید

مدیر وبلاگ : maha mahta mary
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :