تبلیغات
فنجون کره ای - دائه چگونه شد دائه! قسمت 3 - گیف استوری بیگ بنگ
فنجون کره ای
قسمت سوم

برای همین بود که همه دوست داشتن با اون کار کنن
خیلی زود تونست تو کار پیشرفت کنه


کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang

(راوی: 0ـ0 )



کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang

یه روز که دائه داشت با خودش حساب کتاب می کرد فهمید تونسته پول زیادی جمع کنه و می تونه یه کار رو خودش شروع کنه

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang
(راوی: معلومه باهوشه ها . من با کلی کاغذ حروم کردن و ماشین حساب بازم نمی تونم بفهمم آخر ماه چه قدر برام مونده. این رو هوا حساب کرد می تونه بره سمت یه کسب و کار)

دائه خیلی خوشحال شده بود

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang
(راوی: تا الان که خوشحال بود... منظورت اینه که خوشحال تر شده بود؟)

بالاخره می تونست کار خودش رو داشته باش و برای خودش کار کنه

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang
(راوی: اصلا شادی از اون حنجرش معلومه)

دائه یه رستوران کوچیک خرید و خودش اون رو بازسازی کرد

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang
(راوی: دست تنها؟ یه سوت می زد دو سه تا از خواهر برادراش میومد ور دستش خوب)

با همه اون کار هایی که تا حالا تو شهر انجام داده بود
 کلی تجربه کسب کرده بود
برای همین خوب می دونست مشتری هاش چه چیز هایی رو بیشتر دوس دارن

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang

(راوی: گویا تازه داره در زمینه تخصصی آب شنگولی تجربه کسب می کنه ها)

مشتری هاش عاشق اون رستوران بودن

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang

چون دائه چیزی رو برای اون ها فراهم می کرد که خودش هم از خوردن اون ها لذت می برد


کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang

(راوی: بله مشخصه)

بالاخره دائه تونست باز هم پولی جمع کنه و تو روستای خودش یه زمین بخره

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang

وقتی داشت همراه خونوادش یه چاه برا ی آب می کند؛ متوجه شدن... اون زمین یه زمین معمولی نیست
اون ها به نفت رسیده بودن

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang
(راوی: نههههههه نفت؟ کجا؟ تو روستاشون؟ چرا تا حالا کسی نفت پیدا نکرده بود؟)



---- چند سال بعد ----
دائه حالا دیگه حسابی پولدار شده بود. البته نه فقط به خاطر پیدا کردن نفت
بلکه به خاطر تلاش خودش
تو یکی از روزایی که دوستاش رو دور هم جمع کرده بود یکی از بهترین و قدیمی ترین دوستاش گفت می خواد رازی رو درباره دائه به همه بگه!

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang
(راوی: سرا پا گوشم)




البته دائه که نمی دونست منظور سونگری کدوم رازه ترسید و سعی کرد نذاره سونگری حرف بزنه!

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang
(راوی: اه اه ببین چه راز های خفففنی داره)



البته موفق نشد و سونگری شروع به گفتن کرد...

کانگ دائه سانگ -بیگ بنگ - kang dae sung -D_lite -bigbang


(راوی: خیلی گنگ و مجهول و شگفت زده می ریم واسه قسمت بعد)


ادامه دارد ...




نوع مطلب : Big Bang، گیف استوری، 
برچسب ها : گیف استوری، کانگ دائه سانگ، بیگ بنگ، kang dae sung، D_lite، bigbang،
لینک های مرتبط : دائه چگونه شد دائه! قسمت 1، دائه چگونه شد دائه! قسمت 2، دائه چگونه شد دائه! قسمت 4 - گیف استوری بیگ بنگ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


سلام من مریم به همراه مهتا و مها نویسنده های این وب هستیم
همین طور که میبینید بیشتر مطالبمون گیف استوری از kpopهستش
و از اونجایی که این نت ایران همیشه خسته است امیدوارم صبر داشته باشید تا بتونید این گیف های زیبا رو ببینید
در ضمن اگر دوست دارید از آیدل مورد علاقتون گیف استوری بنویسیم
در نظرات به ما اطلاع بدید
با نظرهای خوشملتون مارو دلگرم کنید

مدیر وبلاگ : maha mahta mary
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :